پیوند ها

نام فایل : جهان در عصر بعثت
فرمت : .ppt
تعداد صفحه/اسلاید : 89
حجم : 3071 کیلوبایت
مشخصات كتاب
1-عربستان 2- ایران
3-امپراتور روم شرقی 4- هندوستان
اپنﮋ 5-چین 6-
در اين كتاب مي خواهيم تابلو كوچك از جهان در عصر بعثت ترسيم کنیم,
عصري كه قران ان را ((گمراهي اشكار)) مي داند.
ناگفته پيداست كه مسئوليتي سنگين است و راهي طولاني, اما در هر حال ,بحثي است لازم. چون تا وضع جهان را در ان روزگار نشناسيم ,نمي توانيم به خوبي نياز جامعه ي بشري را به نهضت بزرگ اسلامي دريابيم و نقش وتاثير اسلام را در برانداختن اين فساد وگمراهي بدانيم .از اين پس ما سعي مي كنيم تا انجا كه ممكن است حوادث و اوضاع هر يك از كشورهارا در قرن ششم واوايل قرن هفتم ميلادي را در عصر بعثت است بيان كنيم.
با وجود اين از حوادث پيشين ,مخصوصا قرون چهارم و پنجم ميلادي تا انجا كه به عصر بعثت مربوط است.
شبه جزيره عربستان:
عربستان ,بزرگترين شبه جزيره دنيا در جنوب غربي اسيا است و از طرف شمال ريگزار هاي وسيع ان را پوشانده و به عراق و اردن محدود مي شود.
اين شبه جزيره عموما دريا است وحاشيه باريكي از سرزمين هاي مسكوني ,اطراف ان را فرا گرفته وغالبا محصور به درياست وبدين ترتيب علاوه بر صحرا هاي ريگزار,نواحي كوهستاني معتدل وقسمتهاي ساحلي گرم ومرطوب هم دارد.
مردم عربستان :
تقريبا 1/6 مردم عربستان شهرنشين بودند كه بيشتر درنواحي جنوب ودر قسمت شمال وشمال غربي حيره وغسان بسر مي بردند ودر حجاز هم سه شهر مكه,يثرب وطايف وجود داشت . ديگر ساكنين عربستان ,اعراب صحرانشين وبيابانگرد بودند وبه طور كلي شهرنشينان عرب هم خمير
مايه ي اخلاق وروحيات خود را از صحرا نشيني ونظام قبيله اي گرفته بودند.
جزبعضي نواحي شمال وجنوب ,ديگر سرزمينهاي عربستان كمتر مورد توجه غارتگران بين المللي بود, از اين رو ناحيه ي حجاز استقلال وانزواي خود را حفظ كرده بود وكمتر تحت تاثير افكار وزندكي وتمدن ديگران قرار مي گرفت .
عرب باديه ,تابع نظم وفرمانروي وتسليم در برابر قدرت نيست ,به خود وافراد قبيله اش متكي است وبا ديگران همان مي كند كه ناسيوناليستهاي افراطي ونژادپرستان باديگر نژادها وملتها می کنند.
باوجود اين مهمان نواز است و با قناعت و سخت كوش و جنگجو زندگي مي كند.
دلخوشيهاي عرب باديه شتر,شمشير و شعر است.
حكومت:
اعراب تابع حكومتي نبودند ونظم سياسي نداشتند واساس مليت و جامعه انان را قبيله تشكيل مي داد . قبيله مجموع چند خانواده وقوم و خويشاوند است كه تحت رياست شيخ قبيله ,كه معمولا كهنسالترين افراد قبيله است ,بسر مي برند.
شيخ قبيله موقعيت خود را در اثر تدبير وجوانمردي وشجاعت بدست اورده وبيشتر در زمينه ي جنگي رهبري را به عهده دارد .ونيز در كارهاي عمومي قبيله ورفع دعوي بين افراد قبيله نظر مي دهد.
رياست شيخ كاملا جنبه ي استبدادي ندارد و در امور مهم با انجمني كه از بزرگان قوم وسران خاندانها تشكيل شده است مشورت مي كند.
انتساب قبيله در اثر روابط خويشاوندي است.افراد مي توانستند تحت شرايطي وابسته ي قبيله اي باشند وانان را ((دخيل قبيله)) مي نامند.
تعصب قبيله اي :
قوم وقبيله واحد مستقلي بود كه بايد درهمه چيز به خود متكي باشد ,چون تمام اقوام وقبايل ديگر اصولا بيگانه به شمار مي رفتند و هيچگونه حقوق واحترامي ازنظر افراد اين قبيله نداشتند, مگر اينكه با قبيله اي پيمان داشته باشند كه ان هم معمولا با يك جسارت كوچك از طرف يكي از افراد ان قبيله نقض مي شد وبهانه براي حمله ي مجدد بدست مي امد.
جنگ قبايل :
جنگ قبيله ها گاهي براي بدست اوردن چراگاهها ,و بيشتر زاييده ي تعصب وخونخواهي است .اين جنگها معمولا از يك برخورد ساذه دو فرد از دو قبيله شروع مي شود وگاهي همچون جنگ ((بسوس)) چهل سال طول مي كشد تا وقتيكه تقريبا مرد جنگجويي دردو قبيله باقي نمي ماند وبا دخالت ديگران كار به صلح مي كشيد ...
هر قبيله ,زن ومال وجان ديگران را شكار قانوني خود مي داند وازطرفي قبيله اي كه مورد تجاوز قرارگرفته است حاضر است براي انتقام حتي تمام افراد قبيله ي متجاوز را از بين ببرد .صحرانشينان مي گفتند : خون را جز خون نمي شويد .
طرد عضو قبيله:
از بزرگترين مصيبتهاي يك فرد ان بود كه قبيله او را طرد يا خلع كند. واوديگر از قبيله نبودو هيچ قدرت وقانوني پاسدار جان ومال او نبود.
غارت:
غارت از راههاي رسمي امرارومعاش بود , اموال ديگر قبايل احترام قانوني ندارد واين رسم تقريبا عمومي بود. اما در غارت حتي الامكان خونريزي مجاز نبود.
عرب جاهلي در قصايد خود كشتار وغارت ديگران را از سندهاي افتخار خود مي شمرد.
زن وخانواده:
....
برچسب های مهم