پیوند ها

نام فایل : دولت ملت در اقتصاد جهاني
فرمت : .ppt
تعداد صفحه/اسلاید : 23
حجم : 3000 کیلوبایت
بنام خدا
مقدمه
با اين وجودبايد توجه داشت كه كردها، فلسطينيها و ساير گروههاي قومي، خواهان تشكيل دولت- ملتهاي خاص خود از راه تقسيم دولت- ملتهاي موجود به واحدهاي كوچكتر هستند ولی اين اقدام آنها به معناي از بين رفتن دولت- ملت نيست.
جهاني شدن اقتصاد
اين واقعيت به ما گوشزد ميكند، هرچند كه روند رو به توسعه فناوري به عنوان علت جهاني شدن، غير قابل بازگشت به نظر ميرسد، اما سياستهاي ملي كه مسئول فرايند جهاني شدن اقتصادي هستند، برگشت پذير بوده و سوابق گذشته نشان ميدهد كه احتمال چنين برگشتي در آينده نيز وجود دارد.
مشكلات جهاني شدن
. البته همانطور كه" سوزان استرنج" در آثار خود خاطرنشان ميكند، راهبرد رشد «سرمايه گذاري با بدهي» روشي بسيار خطرناك است و نميتوان همواره به آن متوسل شد. چرا كه ممكن است سرمايه گذاران، به علت ترس از سقوط دلار، اقدام به تبديل داراييهاي مبتني بر دلار خود به داراييهاي مبتني بر ارزهاي ديگر بكنند
در كل، جهاني شدن اقتصادي، مديريت اقتصاد را در برخي ابعاد سادهتر و در برخي ابعاد مشكل تر كرده است. از يك طرف، جهاني دشن آزادي عمل بيشتري براي استقراض دولتها فراهم كرده است. براي مثال ايالات متحده آمريكا در دهههاي 80 و 90 ميلادي به منظور جبران كسري بودجه خود و افزايش نرخ رشد اقتصادي، به راحتي توانست مقادير زيادي از سرمايهگذاران ژاپني و ديگر كشورها قرض كند.
پيامدهاي احتمالي چنين اقدامي براي ايالات متحده آمريكا و بقيه اقتصاد جهان ميتواند بسيار وحشتناك باشد. بنابراين هرچند كه جهاني شدن آزادي عمل دولتها براي پيگيري سياستهاي اقتصادي انبساطي از راه استقراض خارجي را افزايش داده است، اما بحرانهاي دوره پس از جنگ مانند بحران مكزيك در سالهاي 95-1994، بحران مالي آسياي شرقي در 1997 و سقوط ناگهاني ارزش روبل روسيه در آگوست 1998 نشان دهند خطرات زيادي است كه اين روش «سرمايه گذاري با بدهي»به همراه دارد.
نتیجه
بر اساس استدلال آنها دولت / ملت از توانايي نا محدود براي تعيين سياستهاي اقتصادي و مديريت اقتصاد برخوردار بوده و هيچ گاه تحت تأثير نيروهاي بازاري فراملي قرار نداشته است.
انديشه جهاني شدن فاقد يك چشم انداز تاريخي است. به نظر ميرسد افرادي كه معتقد به محدوديت شديد حاكميت اقتصادي توسط جهاني شدن هستند، ادعا ميكنند كه دولتها، زماني از استقلال ملي نا محدود و آزادي كامل در موضوعات اقتصادي برخوردار بودهاند.
در حالي است كه طرفداران انديشه جهاني شدن نيز معتقدند دولت / ملت ، توسط ادغام روز افزون اقتصادهاي ملي از راه تجارت، جريانهاي مالي و فعاليت شركتهاي چند مليتي، براي اولين بار در طول تاريخ محدود شده است. در واقع، اين افراد با فرض اينكه دولتها زماني از آزادي اقتصادي كامل برخوردار بودهاند، دچار درك اشتباه از رابطه ميان دولت و اقتصاد شدهاند.
پایان